تبليغاتX
معارف قرآن : پایگاه عقاید
سلسله درسهایی از: حضرت آیت الله سید حسن ابطحی دام عزه

َبسم الله الرحمن الرحيم                               

لْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِذا زُلْزِلَتِ الْاَرْضُ زِلْزالَها وَ اَخْرَجَتِ الْاَرْضُ اَثْقالَها وَ قالَ الْانسان مالَها يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخْبارَها بِاَنَّ رَبَّكَ اَوْحي لَها يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النّاسُ اَشْتاتاَ لِيُرَوْا اَعْمالَهُمْ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَزَّةٍ شَراً يَرَهُ » [زلزال ]

يكي از آدابي كه هر مسلماني بايد داشته باشد اين است كه عقايدش را درست كند و عقايدش را عرضه كند به راسخين در علم. خدايتعالي در قر آن مي فرمايد:

« وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ اِلاَّ اللهُ وَ الرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » [ ال عمران ۶]

تاويل قرآن را كسي نمي داند جز خدا و را سخون في العلم، كساني كه در علم فرو رفته اند، به عمقش رسيده اند كه البته بيشتر تفسير به ائمه اطهارعليهم السلام شده است. و لذا دأب مسلمانان و آنهايي كه مي خواستند براي دين شان ارزش قائل باشند و آنهايي كه جدي بوده اند و باور كرده بودند آنچه را كه خدا و پيغمبر صلي الله عليه و اله فرموده است، خدمت ائمه اطهار عليهم السلام مي رسيدند و عقايدشان را عرضه مي كردند. يك نمونه اش جريان حضرت عبدالعظيم حسني است كه آمد خدمت حضرت هادي عليه الصلوة والسلام و عقايدش را عرضه كرد. براي ما هم كه در زمان غيبت كبري واقع شده ايم، امام زمان ما حاضر و غايب، ظاهر و غايب ندارد. امام خودشان دستور داده اند كه هر وقت خواستيد كه با ما تماس بگيريد با اين جملات كه در زيارت صاحب الزمان عليه الصلوة والسلام كه ما اسمش را گذاشته ايم زيارت آل يس. عقايد ما طبق آنچه كه خود حضرت بيان فرموده است بايد عرضه شود و لذا با سلامي كه در اول اين زيارت هست، عرض ارادت مي كنيم به حضرت بقيةالله ارواحنا فداه تا آنجا كه مي­رسيم كه:« اُشْهِدوكَ يا مولاي » من تو را شاهد مي گيرم اي مولاي من، اي فرمانده با محبت من. اول از توحيد شروع مي كنيم و بعد رسالت رسول اكرم صلي الله عليه و اله را شهادت مي دهيم و بعد حجيت يك يك از ائمه عليهم الصلوة والسلام را عرضه مي داريم و بعد راجع به مرگ و عالم قبر و حشر نشر به محضر مقدس شان شهادت مي دهيم.

﴿ خواندن زيارت آل يس جهت تجديد عقايد

كه من يك وقتي تطبيق دادم كه آنچه را كه ما در زيارت حضرت بقية الله عليه السلام ، معروف به زيارت آل يس است، با آنچه را كه حضرت عبدالعظيم خدمت امام هادي عليه السلام عرضه داشت ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                     

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ

اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اَعُوذُبِااللهِ مِنَ الشَّيْطاََنِ رَجيِِم

« بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِذا زُلْزِلَتِ الْاَرْضُ زِلْزالَها وَ اَخْرَجَتِ الْاَرْضُ اَثْقالَها وَ قالَ الْانسان مالَها يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخْبارَها بِاَنَّ رَبَّكَ اَوْحي لَها يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النّاسُ اَشْتاتاَ لِيُرَوْا اَعْمالَهُمْ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَزَّةٍ شَراً يَرَهُ » [زلزال ]

از مسايلي كه قرآن به آن توجه  مي­كند مبدا و معاد است:

« اِنَّ الَّذينَ امَنُوا وَالَّذينَ هادُوا وَ الَّنصارا وَ الصّابِئينَ مَنْ امَنَ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْاخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاهُمْ يَحْزَنُونَ » [ بقره ۶۰]

 كسي كه از اين گروه به خدا ايمان بياورد و به روز آخر كه همان روز قيامت است ايمان بياورد « لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاهُمْ يَحْزَنُونَ » آن دو چيزي كه خدا خيلي به ان اهميت داده است ايمان به خدا و روز قيامت است. از اين سوره مباركه استفاده مي شود كه روز قيامت كه وقتي كه آن زلزله عجيب و آن تكان عجيب به زمين وارد شد، در هفته گذشته مطالبي درباره زلزله عرض شد و امروز مطالبي مربوط به چگونگي پايان اين كره زمين و اينكه دنيا بعد از ظهور حضرت بقيةالله عليه السلام وضع بهتري از نظر معنوي و زندگي پيدا مي كند. چون وقتي علم و صنعت پيشرفت كرد و با معجزات توأم شد، معجزاتي كه از ناحيه حضرت بقية الله ارواحنافداه  پيش مي آيد، يعني آب و هواي دنيا عوض مي شود. و حتي اين سوره زلزله را مي گويند درباه قيامت صغري هم هست كه چون از موضوع بحث ما خارج است، فعلا در آن  ارتباط عرضي نمي كنم. ولي وقتي كه دنيا پر از عدل وداد شد و يك حاكم مقتدر دانايي در دنيا حكومت كرد، بر دنيا علم و صنعت و هنر سايه افكند در دنيا عدالت و حتي مساوات و مواسات حاكم شد، طبيعتا مردم يك زندگي بسيار خوبي براي يك مدتي خواهند داشت ولي از نظر طبيعي دنيا روبه زوال است يعني آنچه را كه ما الان مي بينيم وسيله زندگي خوب ماست مثل نور خورشيد مثل آب و هواي خوب، يك مدت زماني البته نه مدت كوتاه وقتي كره زمين عمر كرد، كم كم خورشيد نورش را از دست مي دهد آب زمين خشك مي شود كوهها خرد مي شوند كه تعبير قرآن اين است: مانند پشم زده شده:

 « وَتَرَي الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّالسَّحابِ » [ نمل ۹۱]

 كوهها همانطور كه ابر جابجا مي شود، جابجا مي شوند و خلاصه همانطوري كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم               

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اَعُوذُبِااللهِ مِنَ الشَّيْطاََنِ رَجيِِم

« بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِذا زُلْزِلَتِ الْاَرْضُ زِلْزالَها وَ اَخْرَجَتِ الْاَرْضُ اَثْقالَها وَ قالَ الْانسان مالَها يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخْبارَها بِاَنَّ رَبَّكَ اَوْحي لَها يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النّاسُ اَشْتاتاَ لِيُرَوْا اَعْمالَهُمْ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَزَّةٍ شَراً يَرَهُ » [زلزال ]

يكي از چيزهايي كه ما در پيش داريم مسئله قيامت است. شايد مهمترين برنامه اي كه ما بايد با آن برخورد بكنيم اين مسئله مهم و اين عالم بسيار پر اهميت است. در سوره مباركه زلزله خدايتعالي مسئله را اين طور وطرح مي كند و يك سوره را براي اين جهت اختصاص داده است. زماني كه زمين يك زلزله شديدي داشته باشد، تا روز قيامت و تا اين زلزله هر وقت زلزله مي شود يك گوشه اي از زمين تكان مي خورد، حالا بخارات زمين است، گازهاي زمين است، مسئله ديگري است من در اين باره نمي خواهم وقت تان را بگيرم، هميني است كه  مي بينيد، گاهي پنج ريشتر گاهي شش ريشتر گاهي هفت ريشتر كه شش و هفتش مخرب است. اينها زلزله بسيار مختصري و موضعي و مربوط به مكان خاصي است. شايد در همين يكي دو ماه اخير متجاوز از پنج، شش مرتبه در ايران زلزله شده است و هيچ كدام از شما متوجه زلزله نبوده ايد يا اگر بوده ايد زلزله خرابي آنچنان نداشته است. من در زلزله گناباد و فردوس بوده ام، يعني نه اينكه در موقع زلزله بوده ام، بعد از يكي دو روز براي كمك رساني به زلزله زدگان گناباد و طبس رفتم. هر نيم ساعت يك مرتبه زلزله مي شد ولي خيلي ضعيف. اما آن زلزله اول يك شكافهايي روي زمين بوجود اورده بود كه ما گاهي سنگ مي انداختيم، يا همين زلزله رودبار هم همينطور بود من رفتم، سنگ كه مي انداختيم بعد از مدتي به عمق آن شكاف  مي رسيد. اينها زلزله هاي كوچكي است. اما اينجا خدايتعالي مي فرمايد:

 « اِذا زُلْزِلَتِ الْاَرْضُ زِلْزالَها »

 تمام زمين آن زلزله اي را كه بايد داشته باشد، آن تكان شديدي كه بايد بخورد، آن تكاني كه كوهها خرد شود و در ميان گودالهاي زمين بريزد، آب زمين خشك شده، كوهها نرم شده، خرد شده و يك طوفان عجيبي مي آيد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم            

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذالِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ » [ ق ۱۹]

عالم برزخ و سكرات مرگ چيزي است كه بالاخره انسان دير يا زود به آن خواهد رسيد وبايد حتماً انسان بداند كه بعد از اين عالم چه بر سرش خواهد آمد كه مقداري و بلكه تقريبا آنچه كه گفتني بود عرض كردم. عالم برزخ مسايل بسياري دارد كه اگر بخواهيم همه آنها را توضيح بدهم مجالس مان و بحث مان به درازا مي كشد ولي چند جمله اين هفته درباره افراد مختلفي كه در آن عالم مسايلي دارند عرض مي كنم. اول چون حقيقت اولياي خدا را نمي  دانيم و معرفت به مقام مقدس آنها نداريم، گاهي سئوال مي شود كه آيا در بهشت برزخي، بهشت آسمان چهارم افراد ممكن است كه معصيت بكنند يا خير؟ و يا از آن مقام رفيعي كه دارند تنزل كنند و به مقام ديگري منتقل شوند يا خير؟

﴿ آيا امكان دارد كه انبياء در برزخ گناه كنند؟

 انبياء كه يك دسته از اينها هستند در دنيا هم كه بودند معصوم بودند و به هيچ وجه گناه نمي كردند تا جايي كه ما به آنها اعتماد كرديم، يعني علاوه بر آنكه گناه نمي كردند، سهو و نسيان و اشتباه هم نداشتند و براي ما حجت بودند. ما با چشم اينكه اينها نماينده معصوم پروردگارند نگاه مي كرديم. اگر گاهي يك اشتباهي يا ترك اولي اي داشتند، آنها آنقدر طلب عفو از پروردگارشان  مي كردند كه شايد ما مردم براي گناهان كبيره آنقدر طلب عفو نكنيم. طبق دلايل زيادي ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                    

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اَعُوذُبِااللهِ مِنَ الشَّيْطاََنِ رَجيِِم

« وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذالِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ » [ ق ۱۹]

درباره مسئله سكرات موت و جدا شدن روح از بدن انسان و گذراندن يك دوراني را كه براي بعضي خيلي دير مي گذرد و براي بعضي زود مي گذرد و براي بعضي يك آن مي گذرد، عرايضي عرض شد. مطالبي كه عرض مي شود خلاصه اي از آيات و روايات اسلامي است كه استنباط شده است و مضامين آن بيان مي شود.

يك دسته از جمعيت كره زمين كه از دنيا مي روند اولياي خدا هستند، انبياء هستند، شهدا هستند، صالحين و صديقين هستند و يك عده هم كه مشغول رفتن به سوي پروردگارند كه مجموعاً پنج گروه مي شوند، اينها را توضيح دادم و انشاالله اميدواريم ما هم يكي از آن پنج گروه باشيم كه پس از مرگ بعد از سئوال بشير و مبشر به طرف آسمان چهارم كه بهشت برزخي در آنجاست، حركت كنيم و انشاالله اميدواريم در دنيا كه نشد ما معصومين عليهم الصلوة والسلام را حضورا زيارت كنيم، انشاالله در عالم برزخ در كنارشان باشيم و با آنها زندگي كنيم تا روز قيامت.

دسته دوم را كه توضيح دادم آنهايي هستند كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                      

َلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذالِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ » [ ق ۱۹ ]

به طور كلي برزخ به معناي ميانه است و چون عالم برزخ ميان دنيا و قيامت است به اين جهت آن عالم را برزخ گفته اند. در هفته گذشته درباره يك دسته از كساني بعد از موت در عالم برزخ قرار مي گيرند، كه جمعيت بهترين هستند و عبارت بودند از كسي كه اطاعت خدا و رسولش را مي كند و با جديت در را ه تزكيه نفس قدم برداشته است، كه مضمون اين جمله از آيه است كه: « وَ مَنْ يُطِعِ الله َوَ رَسُولَ » يك دسته اينها و دسته دوم انبياء و دسته سوم شهدا و دسته چهارم صالحين و دسته پنجم صديقين مي باشند. اينها (بجز انبياء) در وقتي كه از دنيا مي روند فوراً بدني از عالم برزخ براي آنها خلقت مي شود و در بهشت عالم برزخ كه احتمالا در آسمان چهارم يا پنجم مي باشد و از نظر روايات يقيناً همآنجايي كه انبياء هستند، شهدا هستند، اينها هم مي روند.

﴿ دسته دوم: شيعيان تزكيه نفس نكرده ﴾

دسته دومي كه در عالم برزخ هستند كه در جلسه اول اين بخش فهرست وار عرض كردم، اينها كساني هستند كه وقتي از دنيا رفتند، به خاطر اينكه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم          

َلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اَعُوذُبِااللهِ مِنَ الشَّيْطاََنِ رَجيِِم

« وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذالِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ » [ ق ۱۹ ]

اجمالا مقداري درباره اولياي خدا كه وقتي از دار دنيا مي روند، چه به آنها مي رسد و چه به سر آنها مي آيد مطالبي گفتم و به طور كلي ما يك مسئله را بايد توجه داشته باشيم كه انسان در دنيا كه «قنطره» و پل و محل عبوري است، فقط براي آن خلق نشده است بلكه طبق احاديث و روايات دو هزار سال روح ما تحت تعليم حقايق بوده است و بعد سالها يعني از زمان خلقت حضرت آدم تا به امروز و از امروز تا بعدها ارواح بشر به بدني كه ذره اي است، كوچك است در حقيقت ماكت اين بدن است تعلق داشته است و امروز هم در اين بدن قرار گرفته است و بعد از اين دنيا بدنش عوض مي شود، اولياي خدا در بهشت برزخي زندگي مي كنند و در روز قيامت به همين كره زمين برمي گردتد و بدن اصلي شان يعني همين بدني كه ما امروز داريم و زير خاك مي رود و خاك مي شود، دوباره خدايتعالي آن را به صورت بشر در مي آورد و روح ما در آن بدن وارد مي شود و از آنجا يا به بهشت مي رود و يا به جهنم مي رود.

اگر مختصري عميق فكر كنيم كه، به آنهايي كه حكمت تعليم داده شده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم      

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذالِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ » [ ق ۱۹ ]

اگر شما معرفت امام را نداشته باشيد و به محضر امام مشرف شويد، در راه پر عظمت رسيدن به خدا، در راه پر عظمت رسيدن به معرفت امام و آخرت و خدايتعالي، بسيار كوچك است. البته اگر كسي به محضر حضرت بقية الله عليه السلام برسد با آن معرفتي كه بايد داشته باشد، هيچ كوچك نيست، اين حقيقت است، اين مقصد است. اما اگر مثل ما همين قدر كه ظاهرو بدن آن حضرت ملاقات را كرديم و نمي دانستيم كه امام يعني چه، معرفت امام يعني چه، از امام عصر ارواحنافداه پيغمبراكرم صلي الله عليه و اله بوده است كه ابوسفيان و منافقين شايد اكثر روزها چشمشان به جمال پيغمبر مي افتاد اما چون معرفت نداشتند علاوه بر آنكه براي شان فايده اي نداشت: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                            

لْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذالِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ » [ ق ۱۹ ]

درباره مسئله سكرات موت و لحظات قبل از فوت مطالبي عرض شد. به طور كلي آنچه كه از احاديث و روايات به دست مي آيد، در وقتي كه مرگ انسان حتمي مي شود و يك حركتي از دنياي پر مشقت به عالم ديگر براي انسان فراهم مي گردد. مردمي كه از دنيا مي روند به چهار دسته تقسيم مي شوند.

﴿ دسته اول: اولياي خدا ﴾

 براي مردم بايد چهار نحوه تصور شود، يك عده اولياي خدا هستند كه وارسته از دنيا و منتظر مرگ، كه در دعاها هم داريم كه از خدا بخواهيد: « اللهم ارزقني تجافي عن دار الغرور » خدايا روزي من كن كه من از اين خانه گول، خانه فريب، من از اين دنياي پر فريب و پر مشقت تجافي كنم، پهلو خال كنم، خارج شوم « والانابة الي دارالخلود » و انابت، بازگشت بسوي جايي كه مقر من است، دائماً بايد آنجا باشم « ولاستعداد للموت قبل حلول الفوت » استعداد، آمادگي، مهيا شدن براي مرگ قبل از اينكه مرگ برسد. اين استعداد براي ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                    

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بقية الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

﴿اَعُوذُبِااللهِ مِنَ الشَّيْطاََنِ رَجيِِم

« وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذالِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ » [ ق 19۱۹ ]

انشاالله مسايل اعتقادي توحيد و نبوت و ولايت را بسيار مختصر ياد گرفته ايد و انشاالله همين صراط مستقيم در عقايد را پيروي خواهيد فرمود و مسئله مهمتري كه در اكثر روايات آمده است مبدا و معاد است. مبدا همان پيدايش خلقت است بوسيله پروردگار و معاد از زمان فوت و مرگ و موت بوجود  مي آيد و اسمش در تعبيرات متكلمين و اعتقادات صحيح و در مسايل اعتقادي نامش معاد است.

﴿ حقيقت زندگي ﴾

  از سكرات موت، كه همه مان از رسيدن آن لحظه فرار مي كنيم كه در همين آيه شريفه خطاب شده است كه « مِنْهُ تَحيدُ » همه ما از لحظه موت فرار مي كنيم. علت اين فرار اين است كه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                           بسم الله الرحمن الرحيم                   

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 « اِنَّما يُريدُ اللهِ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرُكُمْ تَطْهيراً » [احزاب ۳۳]

و قال الله تعالي: « اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]

يكي از چيزهايي كه در بحث ولايت و امامت بايد مورد توجه واقع شود اين بحثها مختصري از مباحث بسيار كلي وعميق و بلكه مشروحي است كه در كتابهاي بسيار مفصل نقل شده است و چون بناي اختصار است و من حتي بيشتر از اين مي خواستم مختصرش كنم، مطالب به نحو اختصار ذكر شده است.

دو مطلبي كه باقي مانده است به نظر خودم يكي مربوط است به آيه تطهير و ديگر مربوط است به همين آيه و شبهاتي كه بعضي از معاندين به آيه شريفه نموده اند، اين دو چيز باقي مانده است كه ابتدا درباره آيه تطهير:

« اِنَّما يُريدُ اللهِ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرُكُمْ تَطْهيراً »[احزاب ۳۳]

 ويكي هم مربوط به آيه اي است كه هفته هاست كه درباره آن صحبت مي كنيم، خدايتعالي در آيه تطهير مي فرمايد: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                                      

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم  

« اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوة َوَهُمْ راكِعُون» [ مائده ۶۱]

درباره اين آيه شريفه، كه يكي از آياتي است كه در فضيلت علي بن ابيطالب عليه الصلوة و السلام و ائمه اطهارعليهم السلام نازل شده است اگر سالها، ماهها صحبت كنيم باز:

 « قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِدادً لِكَلِماتي رَبّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ اَنْ تَنْفَدَ كَلَماةَ رَبّي »

[ كهف ۱۰۹]

  درياها خشك شود و نتوانيم كلمات پروردگارمان را احصاء كنيم. من هر چه مي خواهم مختصري به مسئله قيامت و برزخ و بهشت و جهنم، در اعتقادات وارد شوم، باز در وسط هفته دوستان مطالبي را تذكر مي دهند كه گاهي احساس مي كنم اينها را در گذشته عرض كرده ام و گاهي هم مي بينم كه حق با آنها است، بايد تذكر داده شود. يك چند جمله در خصوص ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام و بحث امامت باز هم بايد عرض كنم و درباره خود آيه شريفه و شأن نزول اين آيه مباركه بعضي از دشمنان علي عليه الصلوة و السلام گفته اند كه براي رفع آن شبهات احتمالي بعضي از دوستان مجلس مان بايد آنها را هم توضيح دهم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                                 بسم الله الرحمن الرحيم                             

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 « اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]

جملاتي كه باقي ماند يكي جنب الله است و ديگري نفس الله است و سومي كلمةالله است. اين سه اسم روي چهارده معصوم پاك در روايات گذاشته شده است اگر چه مشكل است توضيحش ولي از خدا كمك مي گيرم كه هم بتوانم توضيح بدهم.

  ﴿ جنب الله ﴾

 جنب به معني كنار و همجوار است و اين كلمه در روايات مكررابيان شده است « نحن جنب الله » يا «علي جنب الله» جنب الله به معناي آن چيزي است كه لياقت دارد كه در كنار خدا باشد و كسي كه در كنار خدا قرار گرفت و همنشين پروردگار بود و ممسوس در ذات خدا بود، آن كسي است كه تمام ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                        بسم الله الرحمن الرحيم                                          

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 « اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوة َوَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]  

مسئله اي كه درباره ائمه اطهار عليهم السلام و پيغمبراكرم صلي الله عليه و اله، اين چهارده نفري كه بعنوان رهبران اسلام و رهبران دين حقيقي مذهب تشيع در روايات زيادي حتي در روايات اهل سنت آمده است اين است كه آنها را بعنوان يدالله عين الله و لسان الله و وجه الله گفته اند، اين عبارات در روايات زياد و بلكه با تأويلي در آيات قرآن و روايات اهل سنت آمده است به طور كلي كلمه وجه الله كه حتي در دعاي ندبه عرض مي كنيم: «اين وجه الله الذي اليه يتوجه الاولياء» كه امام را آن وجه خدايي كه اولياي خدا به آن متوجه هستند بيان فرموده است.

 ﴿ وجه الله و مراتب آن  

 وجه الله شايد به سه بخش تقسيم شود: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                        بسم الله الرحمن الرحيم                                       

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 « اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]

ولي ما اول خدا است و بعد پيغمبراكرم صلي الله عليه و اله به دلايلي كه عرض كردم و سپس ولايت ائمه عليهم السلام كه ولايت آنها ولايت خاص الخاص است و فرمانروايي آنها با كمال محبت به بشريت بدون اينكه جهلي در كار باشد و با عصمت كامل، آنها بر بشر ولايت دارند و بعد هم ولايت خاص را عرض كردم مربوط به فقها است با شرايطي كه در روايات آمده است: « من كان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه » كه همين مراحل سير و سلوكي است كه شما انشاالله در آن قدم برخواهيد داشت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                       بسم الله الرحمن الرحيم                                           

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم  

« اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكََوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱] 

به طور كلي ولايت بر سه قسم تقسيم مي شود:   ۱- ولايت عام   ۲- ولايت خاص ( ولايت فقيه )   ۳- ولايت خاص الخاص ( ولايت مطلقه الهيه )

 

ولايت عام : هر مؤمني بر مؤمن ديگر ولايت دارد كه در آن آيه شريفه مي فرمايد:

 « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلياءُ بَعْضٍ يَامُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهُوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »

[ توبه ۷۳]

 و پدر به فرزندانش تا به حد بلوغ نرسيده اند ولايت دارد اين را ولايت عام مي گويند يك ولايت مختصري است در مسائل مخصوصي و همه هم دارند هر پدري به فرزندش هر مؤمني به مؤمن ديگر خلاصه پيغمبراكرم صلي الله عليه و اله فرمود: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                        بسم الله الرحمن الرحيم                                           

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكََوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]

كلمه « اِنَّماََ» كه در اين آيه آمده است معروف است كه « اِنَّماََ»كلمه حصر است كلمه حصر به معناي اين است و جز اين نيست. يعني آن افرادي را كه بعنوان ولي در اين آيه تعيين شده اند فقط همين ها ولي شماهستند و لا غير. و حال اينكه ما مي بينيم خـدايتعالي در آيات قرآن مي فرمايد:

  « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلياءُ بَعْضٍ » [ توبه ۷۳]

 مؤمنين و مؤمنات بعضي شان اوليا يعني ولي بعضي ديگرند. ممكن است كسي بگويد كه با اين آيه منافات دارد. ما ممكن است بگوييم خدايتعالي در اين آيه مي فرمايد ولي شما خدا است و پيغمبر است و كساني كه ايمان آورده اند پس  با آيه « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلياءُ بَعْضٍ » منافات ندارد؟ ما در جواب مي گوييم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                        بسم الله الرحمن الرحيم                                        

  اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكََوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]  

پيغمبر خاتم مرحله آخر نبوت است خاتميت به چه معنا است؟خدايتعالي در قرآن مجيد درباره مسئله خاتميت مي فرمايد:

« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذينَ مَعَهُ اَشِداءُ عَلَي الْكُفارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ  تَرايهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَ رِضْواناً» [ الفتح ۳۰]

و در آيه ديگر مي فرمايد:

 « ماكانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبيينَ » [ الاحزاب ۴۱]

 كه در آيه اول اشاره است به اينكه ولايت مال خدا است و مال پيغمبر است و مال كساني است كه ايمان دارند و در نماز در حال ركوع زكات مي دهند.

 ﴿ معنا و علت خاتميت پيغمبر اسلام صلي الله عليه و اله

  در آيه دوم اشاره به خاتميت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و اله است. خاتم وخاتميت به معناي پايان دهنده است حتي عرب كه به انگشتر خاتم مي گويد ، به خاطر اين است كه در ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                              بسم الله الرحمن الرحيم                                  

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱] 

نتيجه خداشناسي بايد اين باشد كه ولايت پروردگار بر ما به خاطر وجودش، به خاطر بدائي كه دارد، به خاطر اختياري كه به ما داده، به خاطر قضايي كه درباره ما مي كند و به خاطر همه مباحث گذشته بايد به اين نتيجه برسيم كه ذات مقدس پروردگار بر ما ولايت دارد. در عين حال كه خدايتعالي مالك ماست صاحب ماست خالق ماست و ما را بوجود آورده است در عين حال مثل يك فرد غريبه به ما اختيار داده است. (كه در جبر و اختيار در هفته گذشته مطالبي عرض شد ) اين اختيار به خاطر شخصيت و اكرامي است كه به بشر فرموده است:

 « وَ لَقَدْ كَرَّمْناََ بَنيِِ اََدَمَ » [ اسرا ۷۰]

 ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم، احترام شان كرديم مثل ساير مخلوقات با آنها ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                        بسم الله الرحمن الرحيم                                         

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 

در باره خداشناسي و اعتقاد بوجود خدايتعالي مطالبي عرض شد چند نكته باقي مانده است كه انشاالله درباره آنها عرايضي عرض مي نمايم. يكي از اين نكات فرق بين صفات ذات خدا و صفات افعال خدا است.

 ﴿ صفات ذات و صفات فعل خدايتعالي ﴾

  به طور كلي آن صفاتي كه نمي شود از خدايتعالي سلب شود و حتماً بايد خدا را با آن صفات شناخت، صفات ذات اقدس پروردگار است. مثلاً محال است كه بگوييم خدا باشد خدا هست ولي علمش نيست. خدايتعالي هست ولي قدرتش نيست. علم و قدرت از صفات ذات است و همچنين حَي و ازلي بودن خدا از صفات ذات خدا است ولي هر صفاتي كه مربوط به فعل پروردگار است يعني وقتي آن كار را انجام داده اين لقب و اين صفت را بر او مي گذارند اينها صفات فعل خدا است و صفاتي است كه روي كار خدا گذاشته مي شود. صفات فعل پروردگار در حقيقت صفات خدا نيست بلكه صفات كاري است كه انجام شده است. از باب مثال هر يك از شما، تا كسي را كتك نزده است به او ضارب نمي گويند، تا كسي را نكشته به اوقاتل نمي گويند، تا نجاري نكرده نجار نمي گويند و همچنين هر صفتي را كه انسان قدرتش را دارد و آن را به مرحله فعل نياورده است آن اسم و آن صفت را  بر او اطلاق نمي كنند.

طبق عقايد ما و آنچه از قرآن استفاده مي شود و آنچه از كلمات معصومين برداشت مي گردد، خدايتعالي بود و هيچ اعمال قدرتي نكرده بود مخلوقي نداشت ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                          بسم الله الرحمن الرحيم                   

 

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ    اِنََّا فَتَحْنََا لَكَ فَتْحًا مُبيِِنََا   لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ مََا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مََا

 

 تَاَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِرََطًا مُسْتَقيِِمََا [ فتح ]  

 

يك جمله درباره آنچه كه در اين آيات هست عرض كنم و آن اين است كه به طور كلي همه كارها به خدا برمي گردد. در اينجا پروردگار متعال مي فرمايد: «اِنََّا فَتَحْنََا لَكَ فَتْحًا مُبيِِنََا»  ما براي تو فتح آشكاري انجام داديم به خاطر اينكه گناهان گذشته ات و گناهان بعد از آن بخشيده شود شايد در مرحلة اول بنظر بيايد كه پيغمبر معصوم است و گناهي ندارد تا گناهان گذشته و آينده اش بخشيده شود آنچه كه در تفسير آمده است و از آيات ديگر هم استفاده مي شود، معني اش اين است كه پيغمبراكرم صلي الله عليه و اله وقتي كه در ميان مردم مكه بود، مردم مكه او را گناهكار مي دانستند يعني چون با بتهاي آنها در افتاده بود چون به راه و روشي كه آنها داشتند آن حضرت عمل نمي كرد از اين نظر مردم او را يك گناهكار مي دانستند. خدايتعالي با آن صلابت و عظمتي كه پيغمبراكرم صلي الله عليه و اله را وارد مكه كرد و همه به او ايمان آورردند نتيجه اش اين شد كه آنچه مردم آن را گناه مي دانستند خدايتعالي آن گناهاني را كه از نظر مردم گناه بود آن را جبران كردو پرده انداخت و طبعاً مردم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                        بسم الله الرحمن الرحيم                                

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 اَفَمَنْ كانَ عَلي بَيِّنةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوُه شاهِداٌ مِنْهُ [ هود ۱۷ ]

 تمام دلايلي كه درباره اثبات وجود خدا و صفات پروردگار گفته مي شود، از قرآن و راهنمايي قرآن است. بعضي از افراد فكر مي كنند ما به خاطر اينكه قرآن گفته كه مثلاً خدا واحد است، ما مي گوييم خدا واحد است. البته پنجاه درصد و شايد هم بيشتر وقتي كه قرآن و اعجازش را ثابت كرديم دلايلي كه در قرآن آمده براي ما حجيت دارد و عقلي است ولي در عين حال آنچه را كه در اثبات وجود خدا عرض مي كنيم و مي گوييم در قرآن اين مطلب آمده مثل اين است كه ما در يك كتابي غير از قرآن مطلبي را مشاهده كنيم و راهنماي فكر ما باشد عقلمان را به كار بيندازد در اين صورت توجه نمي كنيم كه اين كتابي كه عقل ما را راه انداخته فكر ما را راه انداخته چه كتابي بوده است. البته اگر كتاب معتبري باشد با دلگرمي بيشتري روي آن مسئله فكر مي كنيم تا برسد به قرآن كريم كه معجزه است طبعاً با يك توجه بيشتري آن را مطالعه مي كنيم و عقلمان را به كار مي اندازيم و فكرمان را فعّال مي كنيم. پس آنچه از قرآن و احاديث درباره صفات پروردگارعرض مي كنيم نه به خاطر اين است كه چون تنها در قرآن آمده حق است بلكه عقلمان، فكرمان و استدلالات مان صحيح انجام مي شود و تمام مطالبي كه گفته مي شود عقلي است و اعتقاد به آنها پيدا مي كنيم.

 ﴿ معناي قضا و قدر 

 يكي از مسائلي كه در قرآن وروايات آمده و بسيار اهميت دارد و اكثراً اطلاعي از آن ندارند «قضا و قدر» است. مسئله قضا و قدر از مسائل بسيار مهمي است كه در كتب فلسفي و كتب كلامي مطالبي درباره اش ذكر شده است ولي اكثراً آن را به جاي اين و اين را به جاي آن استفاده مي كنند. قضا به معنايي است كه قدر نيست و قدر به معنايي است كه قضا نيست.

خدايتعالي همه كارها را در دنيا و آخرت و قيامت انجام مي دهد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                          بسم الله الرحمن الرحيم                          

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

  متأسفانه درباره خداي با اين عظمت كه همه چيز ما است و در همه امور معنوي و مادي ما وجود دارد و ظاهرترين چيزها است وبه خاطر غفلتهايي كه داريم، ديرتر متوجه حقايق واضحي كه عرض مي كنم مي شويم.

 ﴿ معناي غيب و شهود پروردگار ﴾

  خدايتعالي داراي علم غيب است. عرب به پنهان غيب مي گويد هرچيزي كه پنهان است غيب است. در اول سوره بقره مي خوانيم:

 « ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدًي لِلْمُتَقينَ اَلَّذينَ يُؤمِنُونَ بِالْغَيْبِ» [بقره ۳-۲]

 ايمان به غيب يعني ايمان به چيزي كه پنهان است حالا يا از نظر ديد ظاهري مان پنهان است و يا از نظر عقل و فكرمان پنهان است. ما در آيات قرآن و در دعاها زياد به اين جمله برحورد مي كنيم كه خدا را «عالِم الغيب والشهاده» معرفي مي كنند. (خوب دقّت كنيد) ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                         ِبسم الله الرحمن الرحيم                                          

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم  « هذا بَصائِرُ مَنْ رَبِّكم وَ هُدًي وَ رَحْمَهٌ لقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»

[ اعراف ۲۰۳]

مطلب مهمي كه ذات مقدس پروردگار متذكر شده است فراموشي از خداست و يا خداي نكرده بدتراز آن استهزاء به آيات الهي است. در اينجا اگر گفته مي شود آيات الهي منظور تنها آيات قرآن نيست.

آيات، نشانه هاي خداست كه در همه جا وجود دارد. نشانه هاي پروردگار از ريزترين موجودات زنده و يا موجودات عالم هستي گرفته تا كهكشانها، همه با چشم معرفت خاص آيات الهي هستند، كه در هفته هاي گذشته تذكر دادم. هر چيزي كه در عالم هست همه اش آيات الهي، نشانه خدا و مُعَرِف خداست. پروردگار متعال در يك حديث قدسي فرموده است: «كنت كنز مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكي اعرف» خلقت خلق به خاطر معرفت خداست و هر چيزي كه مخلوق خداست مُعَرِف خداست، حتي كيفيت كنار يكديگر گذاشتن مخلوقات و منظم نمودن آنها نشانه بارز پروردگار است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

ِ                        بسم الله الرحمن الرحيم                               

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

                           

به طور كلي همه بايد بدانيم كه هدايت و ضلالت در دست ذات مقدس پروردگار است.

 ﴿ مراتب هدايت ﴾

 ۱ـ هدايت عام  ۲ـ هدايت خاص ۳ـ  هدايت خاص الخاص.

 در اعتقادات مان بايد اين باشد كه همه هدايت در دست خداست. حتي خدايتعالي به پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله  اجازه نمي دهد كه معتقد باشد كه هدايت در دست پيغمبر است. هيچ كس در هدايت افراد نمي تواند دخالت كند مگر بعنوان واسطه.

 ﴿ هدايت عام پروردگار ﴾

 هدايت عام همين قرآن است كه بوسيله پيغمبر اكرم صلي الله عليه و اله براي ما فرستاده و همه مردم را به اين وسيله هدايت كرده است و سخنان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و اله، سخنان ائمه اطهار عليهم السلام مردم را به خدا هدايت كرده اند، به حقايق هدايت كرده اند به نحو عام همه كس فهم براي همه. همانطور كه خدايتعالي مي فرمايد: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                               بسم الله الرحمن الرحيم                                                     

 اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 

 چيزهايي است كه پروردگار متعال خودش در قرآن فرموده و ما هم بايد معتقد باشيم كه خدا بايد خودش خودش را معرفي كند كه علي عليه السلام  مي فرمايد: «يا مَنْ دَلَّ عَلي ذاتِهِ بِذاتِهِ» خدا بايد خودش را خودش معرفي كند.

 ﴿ مراتب معرفت پروردگار ﴾

 معرفت پروردگار به سه بخش تقسيم مي شود: ۱_ معرفت عام  ۲_ معرفت خاص  ۳ _ معرفت خاص الخاص

 

 ﴿ معرفت عام پروردگار ﴾

 يك معرفي عام هست كه همه مردم دنيا بايد تا آن حد خدا را بشناسند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

ِبسم الله الرحمن الرحيم                                    

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 «لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا هُمُ ظالِمُينَ وَ نادُوا يا مالِكَ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ اِنَّكُمْ ماكِثُونَ لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَلكِنَّ اَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ»

[  زخرف۷۸-۷۵]

  

آيات شريفه سوره زخرف، كه بسيار اين آيات تكان دهنده و بيداركننده است. مسئله مهمي كه درباره خداشناسي بايد عرض كنم و بسيار اهميت دارد بعد از علم وقدرت روردگار كه در هفته  گذشته عرض شد. دو صفت يا يك صفت از صفات الهي است. كه انشاالله درباره اين صفت و اين نام مقدس پروردگار فكر كنيد و متوجه باشيد. اين قدمهايي را كه ما برمي داريم و انشاالله همه با هم بر مي دارند بسوي خداشناسي كامل و پر حقيقتي كه عباد مخلَص پروردگار بيان كرده اند و خدايتعالي هم در قرآن به پيغمبر اكرمش وحي كرده و اگر كسي كوتاهي كند خودبخود از اين قافله عقب مي ماند و آنچه را گفته ام در هفته هاي گذشته كه بايد روي آنها تكيه كنيد و فكر كنيد، اگر نكرديد خودتان مي فهميد كه عقب افتاده ايد و آن راهي را كه شما مي رويد غير از آن راهي است كه بندگان مخلص پروردگار مي روند. و من جدا عرض مي كنم هر كس نمي تواند همگام حركت كند خودش را به زحمت نيندازد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

                      بسم الله الرحمن الرحيم                                              

    اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.                

همه انبياء كه فرستادگان الهي بودند براي مردم در مرحله اول نشانه هايي بسيار صريح و واضح مي آوردند. مثلاً در جريان حضرت موسي، حضرت موسي عصايش را مي انداخت و اژدها يا مار بزرگي مي شد، يا دستش را در گريبان مي كرد وقتي بيرون مي آورد همه جا را روشن مي نمود. از اين قبيل معجزات همه انبياء داشتند. اين براي مردم عوام بود،كه معجزه را به آنها نشان مي داد و مردم عوام معمولي با معجزه بهتر گرايش پيدا مي كنند و بهتر متوجه خدا مي شوند ولي دانشمندان و اهل تحقيق و به طور كلي مردم آخرالزمان بخصوص مردم زمان ما بايد با علم وحكمت، با دانش با تفكر و با استدلالات عقلي خدا را بشناسند.

 ﴿ ايمان افراد بر دو نوع است، ايمان با چشم ظاهر و ايمان با عقل ﴾

 ممكن است الان در اين مجلس در اين جلسه، يك كوري ناگهان شفا پيدا كند و بينا شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                          

 

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم  وَجَعلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزءً اِنَّ الْانسان لَكَفُورٌمُبينٌ [زخرف۱۵]

 ﴿ معارف قرآن بي نهايت است ﴾

 بر خلاف علوم بشري  كه تا يك مدت محدودي آن علم جا دارد كه انسان پيش برود. هر يك از علوم مادي حتي معنوي ولي بشري را اگر فكر كنيد مي بينيد تا يك حدي مي تواند انسان را به پيش ببرد. ولي قرآن چون به وحي وصل است. به علم خداي بي نهايت وصل است در دنيا هر چه بتواني در آن تعمق كنيد باز به عمقش نخواهيد رسيد. اگر در عالم برزخ از اولياالله باشيد و در آن تعمق كنيد باز به حقيقتش نمي رسيد و در بهشت هم دستور است كه قرآن بخوانيد تا اين غذاي روح شما را رشد بدهد و به جايي برساند. بدانيد كه قرآن تنها علمي است كه در دنيا و برزخ و بهشت ابدي براي انسان مطالبي را توضيح مي دهد و حقايقي دارد كه دائماً انسان بايد پي ببرد. دنيا چون كوچك است انسان نمي تواند در حقايق قرآن پيش برود. كه در روايات است هر حرفي از قرآن هفتاد معنا دارد و هفتاد كه گفته اند معنايش كثرت بي نهايت است. ولذا در دنيا كافي نيست كه ما حقايق قرآن را كاملاً درك كنيم. در عالم برزخ هم همينطور و در بهشت هم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط ابن سبیل  | 

بسم الله الرحمن الرحيم              

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم«قُلْ لَئنْ إجْتَمَعَتِ الإنْسُ وَالْجِنُّ عَلي اَنْ يَأتُوابِمِثْلِ هذَا الْقُرْانِ ََلايَاتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كانَ بَعْضَهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً » [ اسرا ۸۸]

 

يكي از معارف بسيار پر ارزش، معارف قرآن مجيد است. معارف قرآن آن حقايقي است كه علماي بزرگ از قرآن كريم استفاده كرده اند و به افكار بشري كار نداشته اند. در ارتباط با اثبات قرآن ما بايد از راهي كه خود قرآن وارد شده وارد شويم، يعني اول اعجاز قرآن را ثابت كنيم و بعد درباره معارف قرآن تحقيق كنيم.

دين بايد جدي باشد. قوانين دين بايد محكمتر و پر عمل تر از قوانين و رسومات غير ديني باشد هر چه ما از قوانين دين و برنامه هاي ديني عقب بنشينيم برنامه هاي غير ديني يا رسومات پيشرفت مي كنند. به همين دليل است كه ما به رسومات نوروز بيشتر ازعيد غدير اهميت مي دهيم و اكثر مسلمانان آنرا فراموش كرده اند و مي روند كه منكر آن شوند! ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط ابن سبیل  |